تبليغاتX
همه چیز
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
فئودور داستایوفسکی
شبهای سپید [Belye Noci]. داستاني از فئودور میخایلوویچ داستایوفسکی (1) (1821-1881)، نویسنده روس، که در 1848 انتشار یافته است و، از نظر زمانی، دومین اثر این نویسنده بزرگ است، اثری که خود داستایفسکی، در یکی از نامه­هایش، آن را «رمان احساساتی» تعریف کرده است. مع­الوصف با توجه به بافت غیرواقعی آن، درست­تر این است که «تفنن رمانتیک» خوانده شود. جوانی نسبتاً احساساتی و پرشور در خیابان به دختری برمی­خورد که در او تأثیری حاد به جا می­گذارد. در آغاز، این ضربه صاعقه­آسا از حدود طبیعی فراتر نمی­رود که فردی یکه و تنها در حضور موجودی دلپذیر، که با لذتی خاص به سخنانش گوش فرا می­دهد، احساس می­کند. لیکن، پس از چند دیدار شبانه، که در آنها این دو جوان فقط به سخن گفتن با یکدیگر می‌پردازند، مرد می­بیند که عشق افلاطونی او در تبدیل به طلب جسمانی شده است. وی برعهده می­گیرد که از جانب دختر به نامه­های نامزد او، دانشجویی ساکن شهر دیگر، پاسخ بنویسد و بدینسان برای خود رؤیای یک ماجرای عشقی شخصی دست و پا کند. ولی هنگامی که دانشجو بازمی­گردد، دختر خود را به آغوش او می­افکند و رؤیای عشق پاک جوان خیال­پرست را به یکباره برباد می­دهد. جوان، که از خواب مستی عشق بیدار شده است، به انزوای خود برمی­گردد. نبوغ داستایفسکی در اینجا، با قدرتی سرشار از هیجان، خلاءی را که قهرمان داستان در آن دست و پا می­زند نشان می­دهد؛ قهرمانی که از سازگاری با واقعیت زندگی روزمره عاجز و به فرورفتن در کام احساس محکوم است. سبک بسیار ساده، ولی روشن و پراحساس داستایفسکی ترجمان همه لرزشهای درونی است که خود نویسنده را هم، همچون آدم‌های داستانش، دستخوش غم و افسردگی می­سازد.


|+| نوشته شده توسط مهشید در 87/02/24 و ساعت 14:41 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar